بعد از مدتها می خواهم بنویسم تا آرام شوم اما ......

اصلا نمی توانم  ،احساس می کنم ذهنم منقبض شده است ! گویا تورم با تفکر رابطه ی عکس دارد بله !! تورم بالا تفكر پايين ،فرصت فكر كردن نيست. اما انديشه نكردن هم خودش بسيار دشوار است بقول بزرگي كه مي گويد : نينديشيدن چقدر مشكل است زيرا انديشيدن به نينديشيدن خود انديشيدن است .

هرچه اقتصاد  متورم تر  ذهن منقبض تر . بنظرم حتی تورم در دراز مدت  تحجر را بدنبال خواهد داشت .

خلاصه ميخام بگم :

من از بينوايي نيم روي زرد 

غم بينوايان رخم زرد كرد

كه در روانشناسي بهش ميگن( احساسات گسترش يافته) كه وضعيت زمانه امروزه اين ويزگي رو كه از علائم اصلي سلامت روان است را از مردم گرفته .

دوستي دارم كه بازاريه بهش گفتم يه خواهش ازت دارم يه كم به مردم رحم كن ، گفت راست ميگي ،اما كي به من رحم كنه !!!!!

خداوندا در اين گردنه سخت آزمايش كمكمان كن ،كه ما را توان آزمون سخت نيست . نگرانيم كه مردود شويم.