افزایش سن ازدواج دختران ، علل و پیامد ها

افزایش سن ازدواج دختران با نگاهی به علل و پیامدهای آن

در سال های اخیر افزایش سن ازدواج دختران به مراتب بیش از پسران اتفاق افتاده است. و این روند مشکلات خاصی را به لحاظ اجتماعی و جمعیت شناختی در آینده به دنبال خواهد داشت که لازم است به آن توجه ویژه شود.
چکیده پژوهش:
ـ وجود بیش از 11 میلیون دختر و پسر در سن ازدواج 
 ـ نزدیک شدن سن متوسط  ازدواج دختران به دهه سوم زندگی 
ـ به گفته  کارشناسان روند افزایش سن ازدواج دختران در مقایسه با پسران  بیشتر است.
ـ‌ ادامه تحصیل و اشتغال، مهم ترین دلایل افزایش سن ازدواج دختران.
 ـ مسئولیت گریزی،‌ کاهش حس مسئولیت خانواده ها، مشکلات اقتصادی و افزایش سطح انتظارات، و  نبود فضای 
 ـ مناسب برای انتخاب و معرفی  افراد به یکدیگر ار دیگر عوامل افزایش سن ازدواج دختران است.
ـ کاهش نرخ  باروری، ‌افزایش آسیب­ های اجتماعی و روابط خارج از چارچوب در صورت تداوم این روند.
ـ کاهش سطح انتظارات و تجدید نظر در شیوه های تربیتی و سبک زندگی درکنار فراهم آوردن شرایط اقتصادی.
 

پژوهش خبری صدا و سیما: این روزها دختران جوان و خانواده‌هایشان اولویت نخست شان ادامه تحصیل و پس از آن یافتن کار است بدیهی است که طی کردن این مراحل یعنی دست یافتن به تحصیلات عالی و از سوی دیگر یافتن شغل مناسب و پس از آن تازه به فکر ازدواج می افتند و در آستانه سن ازدواج 30 سالگی قصد می کنند ازدواج کنند. باید گفت شرایط مناسب در جامعه کنونی برای ازدواج و تمایل افراد به ازدواج از بین رفته است. گرچه بالا رفتن سن ازدواج هم برای پسران و هم برای دختران روی داده، اما به نظر دکتر شهلا کاظمی پور جمعیت شناس،‌ در سال های اخیر افزایش سن ازدواج دختران به مراتب بیش از پسران اتفاق افتاده است. و این روند مشکلات خاصی را به لحاظ اجتماعی و جمعیت شناختی در آینده به دنبال خواهد داشت که لازم است به آن توجه ویژه شود. این نوشتار نگاهی دارد به علل افزایش سن ازدواج دختران و پیامدهای آن.

مهم ترین دلایل افزایش سن ازدواج دختران در سال های اخیر از نگاه کارشناسان

 

1- دکتر ابهری آسیب شناس اجتماعی:

سختگیری های عجیب و غریب دختران و خانواده هایشان در برخورد با پسران و ازدواج (مهریه های بالا، جهیزیه های صد میلیونی، جشن های عروسی 20 تا 50 میلیونی و... ) درکنار پررنگ شدن روابط آزاد و لجام گسیخته و بی تعهد و بی دردسر جوانان تحت تاثیر فرهنگ و سبک زندگی غربی، ترس و هراسِ از دست دادن آزادی و راحتی دوران تجرد و به بیان بهتر «مسئولیت گریزی» ‌ دختران و پسران، وارونگی اجتماعی و عوض شدن جایگاه زن و مرد در خانواده،‌ و تفاوت فضای ذهنی و نبود اشتراک و هم احساسی از مهمترین دلایل تاخیر در سن ازدواج دختران است.‌  

 

2- محمد مهدی لبیبی، جامعه‌شناس:

کاهش روابط خویشاوندی، ارتباط خانوادگی و کیفیت زندگی در افزایش سن ازدوج موثر است. ارزش‌ها در جامعه ما تغییر کرده و دیگر جوانان برای ازدواج تمایل و اشتیاقی ندارند و از امکانات لازم نیز برخوردار نیستند. همچنین در گذشته پدر و مادر احساس مسئولیت بیشتری می‌کردند ولی در حال حاضر آن فضای سنتی از بین رفته است. همچنین تورم و گرانی مسکن باعث شده پسران دیرتر از موعد مقرر به فکر ازدواج بیافتند از طرفی دیگر افزایش روابط خیابانی و بدون ازدواج باعث شده که پسران دیرتر روی به ازدواج بیاورند. از اینجاست که سن ازدواج برای دختران بالا رفته است.

 

3-فاطمه سادات محبی، پژوهشگر شورای فرهنگی- اجتماعی زنان، با اشاره به پژوهشی که در زمینه آسیب شناسی ازدواج دانشجویی در مقاطع مختلف بین ۲۰۶ دانشجو انجام گرفته، اظهار داشته: عوامل فرهنگی نیز در تاخیر ازدواج موثر هستند که از جمله این موارد می‌توان به تغییر نگرش جامعه به ملاک‌های ازدواج، ناکارآمدی شیوه‌های سنتی انتخاب همسر، کاهش تعداد خواستگار دختران، تمایل پسران به ازدواج با دخترانی که ۷ تا ۱۰ سال از آنها کوچکترند، تاخیر در ازدواج به ویژه در پسران اشاره کرد.     

افزایش سن ازدواج دختران با نگاهی به علل و پیامدهای آن

مشکلات ناشی از بالارفتن سن ازدواج دختران از نگاه کارشناسان

 

1-دکتر ابهری، آسیب شناس اجتماعی

شکل گرفتن روابط از هم گسیخته یکی از پیامدهای افزایش سن ازدواج در دختران و پسران و فرارشان از تعهد و روابط سالم است. براساس مطالعات و مصاحبه­هایی که انجام شده، درصد زیادی از دختران مجرد سن بالا اعلام کرده­اند حاضرند همسر دوم مردان متاهل شوند و در اصطلاح «زندگی در سایه» را بپذیرند؛ حالا برخی با مقاصد مادی و برخی برای به دست آوردن آزادی عمل و عده ای هم به خاطر نیازهای غریزی. نکته بعد، متاسفانه وقیح شدنِ برخی مردان متاهلِ جامعه است. از آن طرف مجرد ماندن دختران یک جامعه، تاثیر مستقیم بر آمار باروری و ولادت و شکل گرفتن نسل بعد دارد. 

 

2- علی جنادله؛ ‌جامعه شناس

افزایش سن ازدواج اگرچه پیامدهای مثبتی همچون آمادگی اقتصادی و روانی و پختگی بیشتر دارد، به نوبه خود منجر به ایجاد پیامدهای منفی اجتماعی می­شود. با افزایش سن، عموما از جنبه های احساسی و عاطفی افراد کاسته شده و جنبه های عقلانی به معنای محسابه گرانه، شدت می یابند. این امر باعث افزایش برخی توقعات شده و فرآیند انتخاب همسر را دشوارتر می کند. از طرفی با افزایش سن شخصیت فرد هرچه بیشتر قوام یافته و انعطاف پذیری، که لازمه سازش زن و شوهر است کاهش می یابد. علاوه بر این افزایش سن ازدواج باعث افزایش اختلاف سنی بین بچه ها و والدین می شود که یکی از پیامدهای محتمل آن پدیده ی شکاف نسلی است.

 

3- محمداسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت

وی از وجود بیش از 11 میلیون دختر و پسر جوان در آستانه ازدواج در کشور خبر داده و گفته: بخش قابل مهمی از این جمعیت که بین 18 تا 35 سال دارند، در حال پشت سر گذاشتن سن ازدواج و باروری سالم هستند که این امر زمینه ساز کاهش نرخ باروری در کشور است.

افزایش سن ازدواج دختران با نگاهی به علل و پیامدهای آن

 

سایر پیامدهای تاخیر در سن ازدواج دختران

-گسترش بیماریهای مقاربتی، افزایش بارداری‌های نامشروع و سقط جنین

- بروز اختلالات روانی از جمله افسردگی، وسواس و بیماری های مربوط به استرس، بویژه در زنان.. 

- کاهش انسجام اجتماعی و افزایش احتمال آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی و اعتیاد و ...

- گرایش به جرم: فشارها و انتظارات اجتماعی وارد بر دختران مجرد، ممکن است آنها را به سمت مصرف مواد و ارتکاب جرم سوق می دهد. 

- شکل‌گیری "ازدواج سفید" در برخی کلان شهرها از جمله تهران که زن و مرد مدت زمانی طولانی یا نسبتا طولانی بدون عقد ازدواج، در خانه‌ای مشترک زندگی می‌کنند و هیچگونه تعهد قانونی نسبت به هم ندارند.

دختران و پسران ازدواج نکرده از نگاه آمار

علی ‌اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور: آمارهای پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور در سازمان ثبت احوال نشان می ‌دهد که بیشترین ازدواج مردان بین سنین 20 تا 34 سالگی و برای زنان بین 15 تا 29 سالگی است.

آخرین سرشماری نشان می ‌دهد 11 میلیون و 240 هزار نفر در سنین بالا هستند که هنوز ازدواج نکرده ‌اند؛ از این بین 5 میلیون و 570 هزار مرد و 5 میلیون و 670 هزار زن هستند.

گروه دیگر، کسانی هستند که از سن متعارف عبور کرده ‌اند و قبل از سن تجرد قطعی قرار دارند (سن تجرد قطعی 50 سالگی است)، اما هنوز ازدواج نکرده ‌اند. این گروه یک میلیون و 300 هزار نفر هستند که شامل 320 هزار مرد و 980 هزار زن می ‌شود؛ یعنی زنان هرگز ازدواج ‌نکرده بالای سن متعارف و قبل از تجرد قطعی، سه برابر مردان با این شرایط هستند.

آن‌ هایی که از سن 50 سالگی عبور کرده ‌اند و هرگز ازدواج نکرده ‌اند، 152 هزار نفر هستند که شامل 62 هزار مرد و 90 هزار زن است که زنان 1.5 برابر بیشترند.

این آمارها نشان می ‌دهد که اتفاقاتی در حال وقوع است که به نوعی احتمال تجرد در زنان (هم مجرد قطعی ‌ماندن و هم عبور از سن متعارف ازدواج) را بنابر دلایلی بیشتر می ‌کند.

اگر از 11 میلیون و 240 هزار نفری که در سن ازدواج و هرگز ازدواج ‌نکرده ‌اند به کل خانوار کشور که حدود 21 میلیون است، نسبت بگیریم می ‌توان گفت نسبت به هر دو خانوار، یک جوان ازدواج ‌نکرده و در سن ازدواج داریم.

آمارها نشان می‌دهد که از 11 میلیون و 240 هزار نفر در سن ازدواج و هرگز ازدواج ‌نکرده‌، 3 میلیون و 990 هزار نفر افرادی با تحصیلات عالی هستند که از این تعداد یک میلیون و 973 هزار مرد و 2 میلیون 17 هزار نفر زن هستند که نشان می‌دهد حتی زنان دارای تحصیلات عالی بیشتر است.

افزایش سن ازدواج دختران با نگاهی به علل و پیامدهای آن

افزایش سن ازدواج دختران با نگاهی به علل و پیامدهای آن

سخن آخر

 

نزدیک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی تلخی برای جامعه امروزی به دنبال دارد. پژوهش‌ها در این باره از رابطه افزایش سن ازدواج و رواج تجرد با مفاسد و آسیب‌های اجتماعی حکایت می‌کنند و جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مکرر دراین باره هشدار می‌دهند. چرا که از منظر روان‌شناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیب‌های فردی و اجتماعی است. شاید مهمترین راهِ نجات از این بن بست، «پایین آوردن سطح توقعات» باشد. به این معنی که تا وقتی دخترها در سن مناسب ازدواج قرار دارند، سخت گیریِ بی جا که با شرع و اخلاق هم در تضاد است نداشته باشیم و دختران نیز به نحوی تربیت شوند که به لحاظ ذهنی و نگرش ها ازدواج در اولویت نخست آنها باشد و البته دولت نیز جوانان را حمایت کرده و شرایط ازدواج آسان را فراهم کند.افزایش اشتغال و مسکن ارزان و آموزش مهارت زندگی به دختر و پسر در دوره دبیرستان و دانشگاه نیز می‌تواند از این آسیب جلوگیری کند.

 

دلایل عدم تمایل به ازدواج در جوانان

علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

تصور کنید جامعه یا خانواده فردی که نمی خواهد مسئولیت ازدواج و فرزندآوری را بپذیرد او را مجبور به این کارها کند. کودکی که در چنین شرایطی به دنیا می‌آید یک کودک ایمن(به لحاظ روانی) نیست. گفته می شود که جنین در شکم مادر از چند ماهگی صداها را می شنود. کودکی که در زمان بارداری دائم غر شنیده و بر ناخواسته بودن او تاکید شده است، در آینده همین رفتارها را بروز خواهد داد. هرکسی لیاقت مادر شدن ندارد و این یک موهبت بزرگ است که به برخی از خانم ها داده شده است. گفته شده که بهشت زیر پای مادران است.

برخی از خانم ها فقط حمل کننده جنین و کودک خود هستند و مادری نمی کنند. حمل کردن با پرورش دادن، رشد دادن، بزرگ کردن، توجه به استعدادها و ابعاد وجودی کودک و تامین نیازهای او دو مقوله جداست که قابل مقایسه باهم نیستند. ممکن است انسان یک بار چند کیلویی را به این طرف و آن طرف حمل کند اما غر بزند و آخر سر هم او را به زمین بکوبد؛ این مادری نیست.

علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

مهم این است که احساس و عاطفه نسبت به کودک وجود داشته باشد و مادر با شیر خود، وقت و زمان کافی برای پرورش فرزند خود به کار ببرد. مسلما این نوع تربیت، افراد متفاوتی را به دنبال خواهد داشت که در علاقه به ازدواج موثر است. کودکی که از ابتدا مهر و محبت را احساس کرده و مسئولیت پذیر بار آمده، نقش خود را می شناسد، نسبت به ازدواج تمایل دارد و به موقع نسبت به آن اقدام خواهد کرد.

اما کسی که مهر و محبت والدین، خصوصا مادر را ندیده و در تمام زندگی خود با غرولند نسبت به وجود خود و بنای خانواده رو به رو بوده مسلما همینطور هم بار خواهد آمد. جملاتی از این دست که: «ازدواج؟ وای نه»، «حوصله داری مسئولیت یک نفر دیگر را هم بپذیری؟»، «فعلا خوش بگذران و از جوانی لذت ببر»، «ازدواج نکن، حوصله شنیدن غر زدن های زن یا شوهرت را داری؟» و… همگی نتیجه همین نوع پرورش فرزند است. این افراد همین ها را در خانواده دیده اند و برداشت شان از ازدواج و خانواده همین است.

 مقاله مرتبط:   بعد از ازدواج، حد و مرز خودتان را با خانواده ها مشخص کنید

چشم و هم چشمی و توجه بیش از اندازه به مادیات

چشم و هم چشمی ها دمار از روزگار جوانان درآورده است. به تنها چیزی که در ازدواج جوانان فکر نمی‌شود این است که آیا زندگی کردن را یاد گرفته اند؟ فقط درباره شغل، پول، خانه، ماشین و… بحث می شود.

جوانان و خانواده ها کتاب روانشناسی و تربیتی نمی خوانند، از نیازهای همسر و مسئولیت های خود در قبال خانواده اطلاع ندارند. هرازگاهی تلویزیون برنامه ای را به صورت گذرا نمایش می دهد که اگر مطالب صحیحی عنوان شود، کافی نیست. ما دائما چشم مان به زندگی و رفاه دیگران است. خود را با دیگران مقایسه می کنیم و به دنبال آن تحقیر افراد متقاضی ازدواج به همراه می آید. اینکه اگر اقوامم فلان سالن مراسم عروسی گرفته اند، من باید بالاتر باشم و همینطور درباره موضوعات دیگر.

چشم و هم چشمی و توجه بیش از اندازه به مادیات

چشم و هم چشمی و توجه بیش از اندازه به مادیات

اینها همه می تواند ازدواج را تا مدت ها به تعویق بیندازد. ما از معنویت حرف می زنیم اما واقعا معنویت کجا وجود دارد؟ همه آدم ها از صبح تا شب به دنبال مادیات هستند. یک مادر الان مادر نیست، نقش ها عوض شده است و یک مادر الان تنها مادر نیست و هزاران نقش دیگر هم دارد. عاطفه دادن، بزرگ کردن ایمن(به لحاظ روانی)، اعتماد به نفس دادن و… وظیفه پدر و مادر است. بقیه موارد را باید به اختیار و عملکرد فرزندان گذاشت. جوانان بیشتر به مادیات فکر می کنند تا اخلاق و اعتقادات. این آسیبی است که دامن جامعه را گرفته است.

برخی افراد به علت فراهم نبودن شرایط مناسب ازداوج نمی کنند

کسی باید تصمیم به ازدواج بگیرد که به بلوغ جسمانی، اجتماعی و عاطفی و همینطور استقلال فکری و مالی رسیده باشد. امروزه درصد کمی از جوانان ما به این مرحله رسیده اند. معیارها، اهداف و ملاک های ازدواج در جامعه امروز ما کاملا تغییر یافته و دیر ازدواج کردن هم نتیجه همین ها است. مشخص نیست که جوانان ما بر اساس معیار عقل تصمیم می‌گیرند یا احساس؟ حتی بسیاری از جوانانی هم که ازدواج می‌کنند برای فرار از محیط خانه پدری است؛ چیزی که در ازدواج به شدت نهی می شود.

برخی دیگر از جوانان به دلیل دلسوزی برای کسی که عاشقشان است تصمیم به ازدواج می‌گیرند. درصد زیاد دیگر برای رسیدن به آرزوهایی که در خانه پدری به آن ها نرسیده اند ازدواج می کنند؛ یعنی ازدواج را راهی برای رسیدن به آرزوهای خود می دانند. مورد بعدی این است که همه تلاش برخی از دختران این است که با کسی ازدواج کنند که به اصطلاح پولدار باشد، خانه و ماشین آنچنانی و… بنابراین فلسفه اصلی و صحیحی که انسان ها را در ازدواج به تعالی می رساند گم شده است. درواقع هدف در چنین ازدواج هایی گم شده است.

در بسیاری موارد افراد بخاطر ادامه تحصیل ازدواج را به تعویق می اندازند

بالا رفتن تحصیلات به خودی خود نمی تواند ازدواج را به تاخیر بیندازد بلکه شاید این یک بهانه باشد. بسیاری از افراد را دیده ایم که همزمان با تشکیل زندگی مشترک درس خود را ادامه داده اند. اصلا تشکیل خانواده باید همین کار را بکند و فرد را رشد بدهد.

 مقاله مرتبط:   چطور باید با شکست عاطفی در زندگی کنار آمد؟

تحصیلاتی که هیچ سنخیتی با زندگی خانوادگی ندارد آسیب می زند؛ فردی که فوق لیسانس یا دکترا دارد باید از نظام خانواده و اصول مربوط به ازدواج هم آگاه باشد. باید بحث مهمی در همه رشته ها راجع به خانواده و روانشناسی وجود داشته باشد. افراد خصوصا کسانی که تحصیلات بالا دارند باید حداقل های زندگی زناشویی، فرزندپروری و خانواده را بدانند.

ادامه تحصیل از جمله علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

ادامه تحصیل از جمله علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

یک مهندس، یک پزشک، یک هنرمند و… باید با مسائل انسانی و مسائل روانی مربوط به ازدواج آشنا باشد. کارگاه های آموزشی زیادی وجود دارد اما مردم فرصت شرکت در آن ها را ندارند بنابراین اینها باید جزئی از برنامه آموزشی دانشگاه ها باشد. تحصیل یا کار مانع ازدواج نیست، دیدگاه، فلسفه زندگی، بینش و نوع تربیت افراد مانع این امر است.

نگاه افراد به زندگی توقعات را بالا می‌برد نه سطح تحصیلات یا بهانه ادامه دادن کار و فعالیت‌های اجتماعی. هم کفو بودن در ازدواج خوب و لازم است اما باید تمام شئون زندگی از جمله اعتقادات، تفکرات، سبک زندگی و… را در بر بگیرد نه فقط تحصیلات و یا زندگی مادی.

بی مسئولیتی و بی تعهدی فرد در خانه پدری

برخلاف آنچه الان روی آن تبلیغ می شود به همین راحتی نمی توان تشکیل خانواده داد، جوانان با چه اهداف و معیارهایی باید ازدواج کنند؟ مشاوران جوانان ما در موضوع ازدواج چه کسانی هستند؟ خانواده ها که خود سردر گم هستند، دوستان که اکثرا تشویق می کنند ازدواج صورت نگیرد، جامعه هم که گرفتاری های خاص خود را دارد.

ازدواج نکردن از زیر بار مسئولیت فرار کردن است. متاسفانه برخی از جوانان ما مسئولیت پذیری را نیاموخته اند. وقتی در خانواده همه چیز مهیاست و فرزندان ما هیچ مسئولیتی در خانواده ندارند مسلما این بی مسئولیتی را با ازدواج از بین نمی برند. خانواده ها تصور می کنند مسئولیت نخواستن از فرزندان یعنی تامین رفاه و آسایش، در حالی که این کار بزرگ ترین ضربه را به خود جوان می زند.

نیازهای کاذب و توقعات بیش از حد مانعی بر سر راه ازدواج جوانان

بحث نیازها هم در ازدواج مطرح است. نیازهای جوانان ما از حالت نیازهای اساسی به کاذب تغییر پیدا کرده است. افراد به لباس نیاز دارند که از سرما و گرما در امان باشند. هیچ کس با زیبایی مخالف نیست اما اگر به کمد لباس جوانان ما نگاه کنید پر از لباس است که آن را به یک نیاز کاذب تبدیل کرده است. ما به پول نیاز داریم تا رفاه داشته باشیم اما زیاده خواهی و توقع بالا این نیاز را به کاذب بودن تبدیل کرده و مسلما جوانی که بخواهد زندگی تشکیل بدهد در ابتدای راه توان ندارد به تک تک این نیازهای کاذب بپردازد. بنابراین سعی می کند از ازدواج فرار کند.

وابستگی به والدین یکی از علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

والدین نباید فرزندان خود را بیش از حد وابسته به خود بار بیاورند؛ چیزی که مشکل جوانان امروز ماست. نباید یک زنجیر به گردن فرزندان بیندازیم و به دنبال خود بکشیم؛ چیزی که بعد از ازدواج هم ممکن است ادامه پیدا کند. حتی به لحاظ مالی هم بسیاری از جوانان ما به خانواده وابسته هستند. اینها به استقلال رسیدن جوانان را به تاخیر انداخته و به دنبال آن ازدواج را هم به تاخیر می اندازد. باید اجازه دهیم جوانان اصطلاحا خودکنترل باشند؛ فکر کنند، تصمیم بگیرند و مسئولیت تصمیمات خود را هم بر عهده بگیرند.

وابستگی به والدین یکی از علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

وابستگی به والدین یکی از علل عدم تمایل جوانان به ازدواج

برخی افراد می ترسد پس از ازدواج حریم شخصی و فردیت خود را از دست بدهند

قبل از ازدواج «فرد» است اما بعد از آن موضوع «ما» مطرح می‌شود. بسیاری از کسانی که دیر ازدواج می کنند یا ازدواج نمی کنند از «ما» شدن و از بین رفتن فردیت یا حریم های شخصی خود می ترسند. در حالی که ازدواج به معنای حذف فردیت نیست، افراد باید بتوانند در عین «ما» بودن فردیت خود را حفظ کنند. باید حریم افراد در خانواده حفظ شود و صمیمیت را با ورود به حریم یکدیگر اشتباه نگیریم.

 مقاله مرتبط:   یک زن از شوهرش چه انتظاراتی دارد؟

یکی از علل دیر ازدواج کردن کمرنگ شدن تعهدات و اعتقادات است

یکی از دلایلی که در این ۴۵ سال درباره ازدواج دیرهنگام و مشکلات خانواده ها با آن رو به رو بوده ام این است که عده ای از ما در اعتقادات سست شده ایم؛ از معنویات دور شده ایم و مسئولیت های خود را نمی شناسیم. خداوند همه انسان ها را مختار و آزاد اما مسئول آفریده است. انسان در برابر خدا، خود، خانواده، جامعه و انسان های دیگر مسئول است. گم شدن مسئولیت ها مشکلات زیادی را به وجود آورده که ازدواج های دیرهنگام فقط یکی از نتایج آن است.

کسی که مسئولیت خود را بشناسد و به آن پایبند باشد، به دنبال برآوردن غیرمجاز و غیرشرعی نیازهای خود نمی‌رود و آن ها را از طریق راه درست آن یعنی بستر خانواده ارضا می کند. دین تمام شرایط لازم برای هرکاری را گفته، وقتی این شرایط را رعایت نمی کنیم نتیجه همین مشکلات می شود. دزدی، مصرف مواد مخدر، رفتارهای انحرافی، دروغگویی و…همه و همه خیانت به خود و مسئولیت‌های‌ماست.

کم رنگ شدن اعتقادات و عدم مسئولیت پذیری از جمله علل تعویق ازدواج جوانان

کم رنگ شدن اعتقادات و عدم مسئولیت پذیری از جمله علل تعویق ازدواج جوانان

فرار از مسئولیت ها زندگی نیست، خوش گذرانی نیست، حتی زندگانی هم نیست بلکه مردگانی است. چنین افرادی وقتی ازدواج هم بکنند حاصلی ندارد و این چرخه معیوب باز تکرار می شود و به فرزندان این افراد می رسد. مسئله اصلی هم این است که ما اعتقادمان به قیامت را جدی نگرفته ایم. فکر می کنیم فقط همین یکی دو روز است، می‌خوریم و ریخت و پاش می کنیم.

برخی افراد می‌گویند چه کسی از آن دنیا آمده است که به ما بگوید چه خبر است؟ آمدن یا نیامدن کسی مهم نیست؛ مهم این است که ما به این قضیه باور داشته باشیم. باید باور داشته باشیم هر حرکتی که انجام دهیم پاسخ آن را در همین دنیا خواهیم گرفت. کسی که مرتکب خلاف می‌شود، چندین نسل بعد هم نتیجه آن را خواهند دید. پدر و مادری که گرما و صمیمیتی در خانواده ایجاد نمی کنند تا چندین نسل تمایل به ازدواج را در آیندگان خود کم می‌کنند.

به علت خودخواهی و خودمداری ازدواج نمی کنند

پذیرفتن نقش های جدید هم جزئی از ازدواج است که برخی از جوانان ما از آن فراری هستند. مسلما کسی که ازدواج می‌کند باید به نیازهای خود و طرف مقابل همزمان توجه داشته باشد که برای افرادی که خودخواه بار آمده اند کاری سخت است. ایجاد ارتباط متقابل ثمربخش کاری است که جوانان ما آن را نیاموخته اند و در نتیجه از ازدواج می ترسند. جوانان ما نمی دانند برای داشتن یک ارتباط سالم و موثر باید چه کنند و چه رفتاری در پیش بگیرند. ما گوش دادن و همدلی را نیاموخته ایم؛ چیزی که در ازدواج بسیار مهم است.

 

منبع: مجله سیب سبز – برترین ها