((به یاد گذشته ها))

به یاد گذشته ها

((خاطراتي از گذشته))

و کوچه های گلی روستا عجیب دلشان برایت تنگ شده است و ناودانهای که سر به زیر تو را نگاه می کردند و امتداد کوچه های باریکی که در انتظار تو آرمیده بودند و درختان بید مجنونی که برایت دست تکان می دادند و جوي آبي كه همچنان آرام و متين مي رفت و تو آهسته می رفتی و چه آهسته تر رفتی و .........

و تنهایی چه کابوس تلخی است و انتظار چه انجماد وحشتناکی .......

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هيچ وقت يادم نمي ره خانوم معلم چه جوري مشقامونو خط مي زد ما تند تند ورق مي زديم و خانوم معلم در حالي كه نگاهش به ته كلاس بود با خودكار روي نوشته هاي كه تا نيمه شب خونه ي بي بي (بي بي حجيه)زير نور فانوس نوشته بوديم خط مي كشيد !!! كاش روي قلبم خط مي كشيد و روي نوشته هام خط نمي كشيد بعضي وقتها نوك خودكارش ورق دفترمو پاره مي كرد مثل خنجر تو قلبم ........

اما بعضي وقتها زير نوشته هاي آخرين برگ مي نوشت (خوبست ) عجب مرحم عجيبي بود آروم مي شدم  طپش قلبم كم مي شد و بهم  انگيزه مي داد تا دوباره بنويسم و خانوم معلم دوباره خط بزنه .

دلم برا اون روزا خيلي تنگ شده دوس دارم صد تا دفتر صد برگ رو بنويسم و خانوم رحماني خط بزنه اصلا (خوبست )هم نمي خام .

اما افسوس كه:

(هيچ دست قدرتمندي نيست كه عقربه هاي ساعت را به عقب برگرداند)

خدا نگهدارت باشه خانوم معلم

کلاس اول  شاگرد ميز اول  رديف اول  نفر سوم   

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

بله دوستان مطلب طنزی بود که داشت برداشت هجو از آن می شد و برای رفع سوء برداشت آن را حذف کردم-مطلب برای خسرو را

ما با آقا خسرو کل کل کردیم و یه چیزی گفتیم یه عده حال کردند بذار یه چیز دیگه بگیم یه عده دیگه حال کنند بله این قدرت شعره دیگه (حال و ضد حال )

خسروا مرد نکو نام تویی 

 ما بقی پوچ و دغل

یاوری در خور توست

ای کلامت چو عسل

چه قد جالب مگی

سلام مصطفی خان
چه قد جالب مگی ای کاشمری جون / عجب مشتی زدی بر شاعر تون
ولی یادت بشه ای یره ای دوست / که آخرش مکنه از سرت پوست
اگر جرئت دری چاپ کن نظر مه / و گر نه نمتمت اوسار خر مه

محلی کاشمری

یه کر دیدوم که اصلا مو ندره

د  مین دهنش  دندو  ندره

کمر  اکه و  خیله  پیر و  زاره

گوشاش کره  چشاشوم  سو  ندره

بدیدوم  یگ دفه   دره  مناله

سبب خاستوم  شنیدم (( شو )) ندره

 

((جواب حاجی یاوری به شعر محلی کاشمری فوق الذکر))

همو  گر  که گفتی موندره

دهنش یک دنه دندو  ندره

بره  ایی که حسابش پر ز پوله

 حساب از خر دره  از  شو  ندره

 ((و پاسخ من به حاجی یاوری ))

بره ایی که حسابش پر ز پوله

دلش شادَ و دنبالِ .......

اگه پولِ نِبَشَ دِ حسابش

دگه حالِ نِدَرَه كي فضولَ

 

 

ادامه نوشته

نکته

مهترین و اساسی ترین گام در جهت برقراری ارتباط موفق با دیگران (( اهمیت دادن به آنهاست ))

و انچه این ارتباط را از هم میگسلد اهمیت دادن به خود است و تحقیر دیگران .

 

((توصیه به والدین))

با تولد هرکودکی دنیایی جدید با او متولد می شود . او دنیایی خودش را دارد با دیگران قیاسش نکنید . پرخاشگر و حسود بار می آید او باید با خودش رقابت کند نه با دیگران . بهتر است با خودش رقابت کند و با دیگران رفاقت

 

 

 

...............................................................................................................................................

ادامه نوشته

باتوبودن

چه خوش باشد همیشه با تو بودن

برایت لحظه ها را هم سرودن

دلم خواهد نگهبان تو باشم

به هنگامش دلت را هم ربودن

شب و روزم شود اندیشه ی تو

صدای پایت از هر سو شنودن

اگر یادت نباشد در دل من

نبودن هم شود مانند بودن

عاشق حیران

گیسوانش را پریشان کرده بود

رخنه هادر دین و ایمان کرده بود

پیچ و تاب زلف رعنایش مرا

در مسیر عشق حیران کرده بود

بر سر هر تار مویش قصه ای از عاشقی

نو بهار عارضش را قصه باران کرده بود

صد هزاران قصه ی نا گفته را

در درون دیده پنهان کرده بود

باغ گیلاس لبش را بی وفا

تیر مزگانش نگهبان کرده بود

هر طرف رویش نمایان بود و رخسارش عیان

کوی و برزن را دو چشمانش چراغان کرده بود

( مصطفی نخعی )