چقدر زود دير مي شود(اعتیاد)
مادر با بغضي در گلو گامهايش را مي شمارد
گام به گام
و او مي رود ....................................
و پسر بر مي گردد
نه برگشت مي خورد !!!
حيف
چقدر زود دير مي شود چقدر زود
مادر با بغضي در گلو گامهايش را مي شمارد
گام به گام
و او مي رود ....................................
و پسر بر مي گردد
نه برگشت مي خورد !!!
حيف
چقدر زود دير مي شود چقدر زود
خداوندا در آن هنگام که همه رهایم کرده بودند
دستم را گرفتی
رهایم مکن
که دستم نخواهند گرفت
(( ایاک نعبد و ایاک نستعین))
( مصطفی)
وسواس به دو صورت مي تواند باشد : وسواس فكري ( فكر تكرار شونده ، آزار دهنده و غير ارادي است كه عملكرد طبيعي فرد را مختل كرده است )
وسواس عملي : ( عمل تكرار شونده ، آزار دهنده و غير ارادي كه عملكرد طبيعي فرد را مختل كند )
تا زماني كه فكر و يا عمل باعث اختلال در عملكرد طبيعي فرد نشود قابل تحمل است اما وسواس مي تواند به حدي برسد كه تحمل ديگران و اطراقيان را سر ببرد و حتي فرد وسواس را ترك كنند .
بعضي ها تفاوت فرد وسواس با فرد مقيد را اشتباه مي گيرند بايد عرض كنم فرد وسواس از عمل خود رنج مي برد اما فرد مقيد زياد تكرار مي كند اما رنج نمي برد .
فرد وسواس مي داند كه مثلا در را بسته است اما بارها دستگيره را چك مي كند ، شايد اين كار براي شما كه سالم هستيد خنده دار باشد اما بايد بدانيد كه هر بار تكرار عمل مثلا چك كردن در اضطراب فرد وسواس را كاهش مي دهد . ( پس علت تكرارها كاهش اضطراب است نه لج بازي فرد)
وسواس عملي و فكري براي فرد اضطراب ايجاد مي كند و تكرار عمل يا فكر ، كاهش اضطراب را در پي دارد .
ممكن است فرد افكار وسواسي داشته باشد اما عمل وسواسي نداشته باشد و بر عكس .
متوسط سن وسواس در جهان ۲۱تا ۱۷ سال است . البته در بعضي كشورها در افراد زير ۱۵ سال هم ديده شده است
من خودم در بين دانش آموزان دبيرستاني كه پايه سوم بوده اند بيشتر مشاهده كرده ام . من حدس مي زدم شايد بي ارتباط با بلوغ نباشد ( كنترل هيجانات بلوغ - ايجاد اضطراب و سپس وسواس )
البته وراثت نقش مهمي دارد ( وقتي من از اوليا دانش آموزان وسواس دعوت مي كردم و از آنها سوال مي كردم كه خودشان مبتلا به اين حالات بوده اند يا نه ؟ آنها مي گفتند در دوران جواني مثلا ۲۰الي ۳۰ سالگي اين حالات را داشته اند )
عوامل زيستي و شيميايي هم در وسواس نقش دارند ( مثلا افزايش يا كاهش مواد شيميايي در مغز ) روانشناساني كه رويكرد زيستي دارند مي گويند كاهش سرو تو نين باعث ايجاد وسواس مي شود . اما سوال من از آنها اين است كه چه چيزي باعث كاهش اين ماده در مغز مي شود آيا اضطراب نيست ؟
وسواس شديد را بايد هم زمان با رفتار درماني از دارو درماني هم استفاده كرد البته اين نظر شخصي من است در حد يك مشاور مدرسه .
مطالب فوق نظرات شخصي به همراه تجربه ها و مطالعات بسيار اندك بنده در حد يك مشاور مدرسه مي باشد .
منتظر نظرات و پيشنهادهاي سازنده ي شما عزيزان مي باشم .
اما در پايان يك خواهش از كساني كه با افراد وسواس سر و كار دارند ( همسر ، فرزند ، همكار و .....) فرد وسواس را درك كنيد او لجباز نيست خودش هم عذاب مي كشد پس بيشتر آزارش ندهيم به فكر درمانش باشيم . با تشكر
((مصطفي نخعي ))
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك جمله ي زيبا از ابراهام مازلو كه حيفم اومد براتون ننويسم :
اگر تنها وسيله اي كه در اختيار داريد چكش باشد ترجيح خواهيد داد با هر چيزي مثل ميخ رفتار كنيد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روانشناسان اجتماعی عقیده دارند که دوستی، یک توصیف درست از چگونگی آغاز عشق نیست، زیرا در برقراری دوستی های نزدیک، شباهت بین افراد و نزدیکی آنان تعیین کننده های اصلی هستند در حالی که عشق با شدت کمتری تحت تاثیر این دو عامل قرار می گیرد .
(مصطفي نخعي دهم مرداد ۹۱)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آيا مي دانيد :
اضطراب، علت اصلي تمام اختلالات نوروتيك است و تمام اختلالات نوروتيكي راههاي هستند براي فرار ازاضطراب .بنابراين وقتي مشكلي داريم كه حل نمي شود ، بهترين راه آن است كه به آن فكر نكنيم ، زيرا فكرهاي بي نتيجه باعث ايجاد اضطراب و اضطراب موجد اختلالات نوروتيكي فراواني مي شود كه گاهي جبران آنها بسيار سخت و مشكل است .
( مصطفي نخعي دهم مرداد ۹۱)
ماه رمضان آمد و مهمان خداییم
از بند هوس رسته و از قید رهاییم
ما اهل زمین را بنگر روی فلک هان
از برکت این ماه کجا بوده کجاییم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ماه خدا دمید و از ماه من خبر نیست
ای دل ،صبور ،شايد اين غصه هم سرآيد
تخمهایش را بخاطر بسپار مرغ رفتنی ست

برای باتو بودن دنبال بهانه می گردم
در جستجوی تو خانه خانه می گردم
مـن آن مـرغ رمیـده از باغ ملکوتـم
دلگیرِ از قفس پي آشيانه مي گردم
بی تو
پوچم
با تو
سر شار از
وجودم
تو
هستی داده ای
بر
تار و پودم
تو را در ابتدای
لحظه ها دیدم
تو را در لابلای
سبزه ها دیدم
دریغ از من
تو را
هرگز نفهمیدم
((خدایا ما را لحظه ای به خودمان وامگذار))
درستَ كه همه چيزا گرونَ
خوراك بعضي اما ، مغز رونَ
ولي يَگ عده يِ نونم نِدَرَن
دِمين ِ قابلمه شا اسقونَ

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شب یلدای ۹۰ که همزمان با سالگرد یارانه ها بود برا آقا خسرو پیامک دادم :
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل شب ما یلدا و قیمتها ثقیل
هندوانه سیب و موز و نارگیل می خورند پولدارها چون بچه فیل
سالی از یارانه ها بگذشت آه در شب یلدا ندارم یک شلیل
و حالا جواب آقا خسرو
مصطفی جان :
خوردن هر میوه ات آسون بود
دست تو در خشتک و تنبون بود
کم نداری مصطفی در زندگی
هم شکم هم زیر آن گردون بود
البته من هم جواب آقا خسرو را دادم که دیگه اینجا نمی یارم
((زاهد))
من زاهد پیمانه بدستم
من باده نخورده مست مستم
با من تو اگر دمی نشینی
عالم بنهم در كف دستم
.........................................................................................................................................
(( باتو ))
با تو من آبم به یک جو نمی رود
فریادهایم فراتر از گلو نمی رود
در سرت چه می گذرد که حتی
حرفهای عاشقانه فرو نمی رود